وقتی هنوز قلب از طپش افتاده ام ...

 

ریتم نفس گیر این موسیقی ...


در جایی که نمی دانم کجاست !


و در روزی که یادم نیست !


برای من خاطـــــره ای نواخته است ...


یکشنبه بود ؛


یا دوشنبه ؛


یا سه شنبه ؛


یا شنبــــــه ای که پیشوندش را


در لا به لای تقویم " نا " گرفته ی


خاطراتم گم کرده ام ...


شاید روزی بود شبیه امروز


یا فـــــــــــــردا ...


دیگر چه فرقی می کند !!!


که کـــــی....؟!


و کجــــــا.....؟!


وقتی هنوز قلب از طپش افتاده ام


با ضرب آهنگش به لرزه می افتـــــــــد ....

+ نوشته شده در دوشنبه 06 خرداد 1392 ساعت 17:36 توسط rose2013 | ارسال نظر(0)

post

لعنت به حرفایی که فقط مال وقتیه که مخاطب رو بغل کردی ...!




لعنت به نگاهی که نمیدانی معنایش رفتن است یا ماندن ...!



لعنت به اون کسایی که دوستشون داشتیم اما قدر ما رو ندونستن ...!




لعــنت به ضربانِ قلـبِ من ... که فقــط بـرای تــو میزنــه ...!




لعنت به بعضی خاطره ها که مثل مینهای عمل نکرده توی روحت کاشته شده




و با یک حرف می ترکوننت ...!




لعنت به كسی كه معنی عشق و نمیفهمه ...!!!



لعنت به اونی‌ که بهترین روزاتو براش گذاشتی



و اون تو بد‌ترین روزات تنهات گذاشت!!!

 

+ نوشته شده در دوشنبه 06 خرداد 1392 ساعت 17:33 توسط rose2013 | ارسال نظر(0)

post

آنقدر آمدنت

به تاخیر افتاده است

که فقط می دانم

کسی را

روزگاری دوست داشته ام

که حالا شاید

دیگر نشِناسَمش ...

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 06 خرداد 1392 ساعت 17:19 توسط rose2013 | ارسال نظر(1)

post

 

 

کاش فقط یک نفر بود که وقتی بغض میکردم بغلم میکردو میگفت ،گریه کنی میکشتمتا ... !

+ نوشته شده در دوشنبه 06 خرداد 1392 ساعت 17:16 توسط rose2013 | ارسال نظر(5)

post

بعضي آدمها يهو ميان...

 


يهوزندگيتوقشنگ ميكنن...


يهوميشن همه دلخوشيت...


يهوميشن دليل خنده هات...


يهوميشن دليل نفس كشيدنت...


بعد همينجوري يهوميرن...


يهوگند ميزنن به آرزوهات...


يهوميشن دليل همه ي غصه هات و همه ي اشكات...


يهو ميشن سبب بالا نيومدن نفست...

 

+ نوشته شده در دوشنبه 06 خرداد 1392 ساعت 17:07 توسط rose2013 | ارسال نظر(0)

post

نمی دونم از کــجا شروع کنم قصه تلخ ســـــادگیمـــو
نمی دونم چرا قسمت می کنم روزای خوب زندگیمو
چــــــرا تو اول قصه همه دوســـــــــم مــــــــــــی دارن
وسط قــــــــــصه می شه سر به سر من مـــی ذارن
تا می خواد قـــــصه تموم شه همه تنهام مــی ذارن
مــــــی تونم مثل همه دورنگ بـــــاشم دل نــــبازم
مــــــی تونم مثل همه یه عـــــشق بادی بــــسازم
تا با یک نـــــیش زبــــــون بترکه و خراب بـــــــــــشه
تا بـــــــیان جمعش کنن حباب دل ســــــــراب بشه
مــــــی تونم بازی کنم با عشق و احساس کسی
مـــــــی تونم درست کنم تـــــــرس دل و دلواپسی
مــــــــی تونم دروغ بگم تا خودمو شــــــــیرین کنم
مــــــــی تونم پشت دلا قایم بشم کــــــــمین کنم
ولی با این همه حــــــــرفا باز مـــــــــــنم مثل اونام
یه دروغگو مـــــــی شم همیشه ورد زبــــــــــــــونا
یه نفر پیدا بـــــــشه به مـــــــــن بگه چیکار کــــنم
با چه تیری اونی که دوسش دارم شکار کنم ؟؟؟؟
من باید از چی بفهمم چه کسی دوسم داره ؟؟؟
توی دنیا اصلا عشق واقعی وجود داره .........؟؟؟

+ نوشته شده در دوشنبه 06 خرداد 1392 ساعت 17:04 توسط rose2013 | ارسال نظر(2)

post

باید بازیگر شوم ،

آرامش را بازی کنم ...

باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم ...

باز باید مواظب اشک هایم باشم ...

باز همان تظاهر همیشگی : " خوبم ... "

+ نوشته شده در دوشنبه 06 خرداد 1392 ساعت 17:01 توسط rose2013 | ارسال نظر(0)

post

اینجا در قلب من حد و مرزی

برای حضور تو نیست

به من نگو که چگونه بی تو

زیستن را تمرین کنم

مگر ماهی بیرون از آب

می تواند نفس بکشد؟؟؟

مگر می شود هوا را از

زندگیم برداری و من

زنده بمانم؟؟؟

بگو معنی تمرین چیست؟؟؟

بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟؟؟

بریدن از خودم را؟؟؟
+ نوشته شده در چهارشنبه 01 خرداد 1392 ساعت 11:33 توسط rose2013 | ارسال نظر(0)

اس خداحافظی

 

 

هنوز دلخوشم به،
“خدا نگهدارش”
اگر نمیخواست برگردد؟
اصراری نبود که خدا مرا نگه دارد!

 

 

سکوت که میکنم میگویی خــــداحافظ !

لطفا دیگر سکوت هایـــــــم را تفسیر نکن

اگر می توانستی معنی آن هـــــــا را بفهمی که،

کارمان بــــــه خداحافظی نمی کشید ...

 

 

 

از ما که گذشت !
اما ....
اگر در سرت "هوای خداحافظی" داشتی ،
از همان ابتدا ... سلامی نکن ؛
لطفاً ... !!!

 

 

برای خداحافظی نیا ...
اگر می خواهی بروی ، بی خبر برو ...
می گویند آدم ها تا چیزی را به چشم نبینند ، باور نمی کنند

 

 

 

وداع آخرم با تو وداعم با نفس هامه / ببین نزدیکه ویرون شم ، رفیقم قلب تنهامه
یه دریا تو چشام دارم ، شبم سر ریز بارونه / بدون تو کسی جز من ، کنار من نمی مونه

 

 

گفتی "بخند" .... گفتم " نگاه کن"
گفتی" بگو " ....گفتم "بشنو"
گفتی "عاشق شو" ..... گفتم "حس کن"
گفتی "ثابت کن" .... گفتم "لمس کن"
گفتی "گریه کن" .... گفتم "بزن"
گفتی " برو " ....گفتم ... "خدا نگهدار"
ببین !
همیشه حرف ، حرف تو بوده!

 

 

 

خدا را دوست دارم
حافظ را هم
ولی خداحافظ را نه !

 

 

فانوس شب وداع ، با هر سوسو / می گفت که آن کوچه ی رویایی کو

او بود و کمی شعر و هوایی ابری / امرو نه ابریست ، نه شعریست ، نه او !

+ نوشته شده در شنبه 28 اردیبهشت 1392 ساعت 20:07 توسط rose2013 | ارسال نظر(1)

post

 

موهای یک زن خلق نشده
 برای پوشانده شدن
 یا برای بازشدن در باد
یا جلب نظر
یا برای به دنبالکشیدن نگاه
موهای یک زن خلق شده
برای عشقش
که بنشیند شانه اش کند ببافد و دیوانه شود
 دیوانه شود..
عطر موهای یک عشق فراموش شدنی نیست....
 
***************
وقتی باکسی ک دوسش داشتی بهم زدی به نفر بعدی که رسیدی نگو رابطمون درحد چندتا مسیج بود
مثل مرد وایسا بگو
اون لعنتی عشققم بود
اون عوضی تموم زندگیم بود
دوسش داشتم

ولی لیاقت نداشت رفت..

 
***************
میخوام از خودم بنویسم....
از دلم.....
 از حسم..
از زنئگیم...
یه خیابون میخام بی انتها....
فقط قدم بزنم....
دلم هوس پاییز کرده ...
یه جاده ی بی منتها...
نم نم بارون...
صدای خش خش برگ زیر پاهام...
هیچ صدای نباشه...
فقط صدای هق هق خودمو بشنوم ...
هیچ صدای نمیخوام باشه ...
حتی نمیخوام خدا هم دیگه صدام کنه ...
خسته ام از زمزمه هایی که تو گوشم بود...
میخوام تنها باشم...
میخوام تو خودم باشم...
بارون بزن ...
بزن خیسم کن ...
خیسم کن ترم کن ..
تا کسی نبینه چشام بارونیه ...
خسته ام
خدا خسته

خدا خسته اممممممممممممممممممممممممممممممممممم.......

+ نوشته شده در شنبه 28 اردیبهشت 1392 ساعت 20:01 توسط rose2013 | ارسال نظر(0)