post


 

دلم می خواست یکی رو داشتم ، بعضی وقتا که مردم خستم می کردن ، میومد کنارم و دستاش رو
می گذاشت دو طرف ِ صورتم زُل می زد تو چشام ، می گفت “ببین ! تو من رو داری!!“
...
 
 
 
 

  دردم  این   نیست  که  او   عاشق   نیست


 


دردم این  نیست  که  معشوق  من  از  عشق  تهی

 

                 است


دردم  این  است  که  با  دیدن  این  سردی ها


 

                   من


 

              چرا دل بستم

                    

                                                  

                                 

                                 دلم برات تنگ شده تو رو خدا دوباره برگرد

برگردددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد

+ نوشته شده در شنبه 25 خرداد 1392 ساعت 13:46 توسط rose2013 | ارسال نظر(3)

post

انواع دوست دارم ها

نازنین یارم کم بده آزارم ، من همونم که هنوز خیلی دوست دارم 

اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش

اگه تویی اون که فقط دوسش دارم منو ببخش

من و ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمارم

من و ببخش اگه برات سبد سبد گل می چینم   

من و ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب می بینم

منوووووووووووو ببخششششششششششش

عشق تنهاواژه ایست که عاشقان به آن قسم می خورن پس قسم به عشق

دوست دارم 

ای گل ریشه ریشه دوست دارم همیشه 

دوستت دارم پس دوستم داشته باش 

تو را دوست دارم اما هرگز برای رسیدن به تو اشک نخواهم ریخت 

تو را دوست دارم اما هرگز در مقابلت زانو نخواهم زد 

تو را دوست دارم اما هرگز گل سرخی به تو هدیه نخواهم داد  

تو را دوست دارم اما هرگز به کسی نخواهم گفت 

با تمام وجود دوستت دارم   

دارم شب واست می نویسم که بهت بگم دنیام تاریک مثل شب تنهام مثل ماه

کوچیکم مثل ستاره اما دوست دارم قد آسمونی که اندازه نداره . 

آن روزی را دوست دارم که با طلوع عشق تو آغاز شود و عشق را آن گاه دوست دارم

 که زندانی قلب تو باشم وچه زیباست زندانی قلب تو بودن و بی تو فصلی سردم

ای یگانه ی شمع وجودم در وادی غربت و بی کسی دوست داااااااارم . 

غریبه ی آشنا عاشقانه دوستت دارم بیااااااا 

نازنین بدون تو دنیا رو باور ندارم

با تو از طلسم قصه سر در می یارم

لحظه ی سقوط من دست تو مثل معجزست

شب می ترسه از  خودش وقتی می گم

دوسسسسست داااااااااااااااااااااااارم   

دوست دارم ولی ...................................... نمی گویم کیستم 

هنوز هم دوستت دارم ولی ....................... با قلبی شکسته 

هی ... ( نامه ، اس ام اس یا هرچی ... ) برو پیش اونی که بهش فکر می کنم 

اگه کار داشت مزاحمش نشووووووو

اگه خواب بو د آروم ببوسش و برگرد 

اما اگه تو رو خوند بهش بگو دوسش دارم 

                           اخر كلمه دوستت دارم     به كي بگم دوستت دارم

 

 

 

عشقــ تــــــــــو

 

شوخیــ زیباییــ بـــود کهـ خداونــ ـد بــا قلبــ منــ کـرد !

 

زیبــا بـــــود

 

امـــا

 

شوخیــ بــــود !

 

حـــالا . . .

 

تـــو بیــ تقصیریـــ !

 

خدایــ تــو همـ بیــ تقصیــر استــ !

 

منــ تـــــــاوانــ اشتباهـ خــود را پـسـ میدهمـ..!!

 

تمــ ـامـ اینــ تنهاییـــ...

 

تــــــــاوانــ « جدّیــ گرفتنــ آنــ شوخیــ » استــ....!!

+ نوشته شده در شنبه 25 خرداد 1392 ساعت 13:36 توسط rose2013 | ارسال نظر(5)

post

 

باید ببینمت !

چرا که روی نوار قلبی ام

پیوسته نام تو بود

و پزشک نیز بر آخرین نسخه ام . . .

تو را تجویز کرده است ! ! !

بیا ، تا دیر نشده .


 


یه صفحه سفید، به همراه یک قلم

این بار حرف ،حرف نگفته ست

یک حرف تازه

نه از تو ...

هی فکر می کنم

هی با قلم به کاغذ سیخ می زنم

اما

دیگر تمام صفحه ها معتاد نامت اند

انگار این قلم

جز با حضور نام تو فرمان نمی برد

در تمام صفحه های دفتر شعرم

در گوشه های خالی قلبم

در لحظه های تلخ سکوتم و فکرهام

چیزی به جز تو نیست که تکرار می شود

مثل درخت در دل من ریشه کرده ای
 
 
 
ساعت از نیمه شب گذشته است و من به این می اندیشم :

اگر کاری که " عشق " با من کرد با تو می کرد

چند روز دوام می آوردی ؟؟؟
+ نوشته شده در جمعه 24 خرداد 1392 ساعت 11:52 توسط rose2013 | ارسال نظر(0)

post

امشب

چند خط سکوت

می نویسم

برای تنهاییت

هر چه دلت می خواهد

جایش بگذار

می خواهم

نگفتنی هایت را بخوانم

می خواهم غرق شوم

در نجابت چشمانی


که آسمان را


به رخم می کشد

آنجا که دست هیچ غریق نجاتی

آرامشم را نخواهد گرفت...

 
 
 
 
خــــــــــــدای من !

نه آن قدر پاکم که کمکــــم کنی و نه آن قدر بدم که رهـــایم کنی …

میــــــــان این دو گمم !
...
هم خــــود را و هم تــــــو را آزار میدهم …

هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنـــــــــی باشم که تو خواستی …

و
هــــــرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهـــــــایم کنی …


آنقدر بــی تو تنهــــــا هستم که
بی تو یعنی “هیــــچ” یعنی “پـــــوچ” !

خـــــــــدایا هیــــــــچ وقت رهـــایم نکن ..
 
 
 
 
این روزها،
دلم اصرار دارد

فریاد بزند

اما...

من جلوی دهانش را می گیرم،

وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!

این روزها من ...

خدای سکوت شده ام

خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا،

خط خطی نشود!

سکوتی می کنم به بلندی فریاد ...

فریادی که فقط و فقط خدا آگاه باشد

از راز دلم

از این روزهای تنهایی و دوری و ...!

حسرت ، که در این هجــــــــــوم تاریکی

صدای دل هم به جایی نمی رسد!
 
 
 

صدام زدی گفتی بیا
گفتم ولمون کن بابا

دستمو آروم کشیدی
دستمو محکم کشیدم

گفتی دوست دارم بیا
اخمامو درهم کشیدم
برای خریدن دلم
یه هدیه آوردی واسم

فرشته­ای خوشگل و ناز
مهربون و اهل بساز

خنده من برای او
یه آسمون راز و....

 
+ نوشته شده در جمعه 24 خرداد 1392 ساعت 11:51 توسط rose2013 | ارسال نظر(3)

post

حرفهـــــــایی هست،

بدجور دل میشکنند!

بدجور دل می سوزانند!

بدجور خراب میکنند!

حرفهایی از نزدیکترین کسانت!!

از عزیزترین کسانت!

گاهی دلت میخواهد ،نزدیک ترین ،آنقدر عزیز نبود!
 
یا اگر بود ،کمی بیشـــتر ...حواسش ،به تاثیرِ حرفهایش بود.

 

 

ميخوام بهت بگم

تا حالا بهت نگفتم ولی حالا می خوام بگم بی تو میمیرم ..

 

می خوام بگم تو دنیای منی ..

 

می خوام بگم با تو بودن چه لذتی داره ..

 

می خوام بگم دوست دارم فقط به خاطر خودت !!

 

می خوام بگم شدی مجنون عشقم …

 

می خوام بگم هر وقت اراده کنی برات میمیرم !

 

می خوام بگم که می خوام دلمو فرش زیر پات کنم ..

 

می خوام بگم اگه یه روز نبینمت چقدر دلم برات تنگ میشه !!

 

می خوام بگم نبودنت برام پایان زندگیه !!

 

می خوام بگم به بلندی قله اورست و پهناوری اقیانوس اطلس دوست دارم …

 

می خوام بگم یه گوشه چشاتو به همه دنیا نمیدم …

 

می خوام بگم هیچ وقت طاقت هجرتو ندارم …

 

می خوام بگم مثل خرابه های بم خرابتم …

 

می خوام بگم بیشتر از عشق لیلی به مجنون عاشقتم ..

 

می خوام بگم هر جور که باشی دوست دارم !!

 

می خوام بگم غم تو رو به شادی دیگران نمیدم !!

 

می خوام بگم اگه حتی من رو هم دوست نداشته باشی من دوست دارم ..

 

می خوام بگم مثل نفسی برام اگه نباشی منم نیستم …

 

می خوام بگم هر شب با خیالت می خوابم !!

 

می خوام بگم جایگاه همیشگی تو قلبمنه !!

 

می خوام بگم حاضرم قشنگترین لحظه هام رو با سخت ترین دقایقت عوض کنم ..

 

می خوام بگم لحظه ای که تو رو میبینم بهترین لحظه زندگیمه !!

می خوام بگم در حد پرستش دوست دارم ….!

 

میخوام بگم جات برا همیشه تو قلبم روشنه ه ه ه ه
میخوام بگم قول میدم تا وقتی قلبم میتپه یادت رو آب بدم و سبز نگهش دارم
میخوام بگم هرشب به یادت اشک میریزم
میخوام بگم خوشبختی تو آرزوی ابدیه منه
عشق من شاد بمون و لبخند بزن تا من زنده بمونم...


 

 

 

به خدا زندگی سخت نیست


دلت برای کسی تنگه .........بهش زنگ بزن


میخوای ببینیش .......... دعوتش کن


میخوای درکت کنن ........ توضیح بده


سوال داری .......... بپرس


از چیزی خوشت نمیاد .......... بگو


از چیزی خوشت میاد ......... به زبون بیار


چیزی میخوای ....... درخواست کن


کسی رو دوست داری ...........بهش بگو

+ نوشته شده در جمعه 24 خرداد 1392 ساعت 11:50 توسط rose2013 | ارسال نظر(1)

post

تو خدافظی کردی و من هنوز؛گوشیمو کنار گوشم نگه میدارم
نمیدانم چرا؟!
شاید منتظر معجزم...آری...معجزه
شایدمعجزه شودو تو دوباره مرا بخوانی...
وباز صدای دلنشینت مراببرد به اوج خیال...
ومن دوباره از تو جانی دوباره بگیرم
شاید دوباره معجزه شود و تو بامن مهربان شوی...
شاید دوباره معجزه شود..
شاید.......

میدانم معجزه هم برای من و تو کاری نمیتواند
ولی بازهم ساده و در یک کلام منتظرم....منتظر....

 

 

هنـوز هم دلَم تنگ می شـود
برای ِ تو
برای ِبودن هایـَـت که دیگـر نیسـت !
برای ِآغوشـَت که بی مِنـَت برای ِ من باز بــود ...
برای ِاحساسَت و دوســت داشتن هایت !
و برای ِخـودم
که وقتــی نیستــی
عجیـب خود را گـُم می کنـم
ایـــن دلتنگـی ها همـه اش تقصیـر توسـت !
بدجـ ـوری دیـوانه و عاشـقـ ـَم کردی ...

 

 

از نگاهت

از بودنت

از جای دست هام روی تنت

از دمپایی هات که زیر تختم پیدا می شود

از صدات که لای نفس هام ناپیدا می شود

از خوابی که تو را به من رسانده

از بوی تنت که لای ملافه هام مانده

از خطوط کف دستم

از سایه ات پشت پنجره

از هیجانم پشت در

از تپش های نابه هنگام قلب من...

از جست و خیزهای دل تو

از حرفهات

می فهمم که دوستت دارم...

(دلم برات تنگ شده عشقم ...)

 

 

بنام خالق عشق

امشب که سقف بی ستاره اتاقم بر سرم سنگینی می کند

مانده ام از یار بنویسم از آن هایی که دیروز با من بوده اند

و امروز رفته اند و یا از تو که حرف مرا می خوانی,

از زمین بنویسم یا از زمان یا از تک نگاه مهربان,

از آسمان که که در محل عبور است یا از دلی که سوت و کور است,

از باران هایی که باریده نشده یا از غزل هایی که سروده نشده است.

از چی بنویسم ...؟

 

شــــــــک نکــــن ...!
" آینــــده ای " خواهـــم ساخت که ,
" گذشتــــه ام " جلویــــش زانـُــــــو بزنــــد ...!
قـــرار نیـــســــت مــــن هــــم دلِ کس دیـــگری را بســــوزانم ...!
برعـــــکــــس کســــی را که وارد زندگیــــم میشــــود ,
آنـــقـــدر خوشبــ♥ـخت می کنــــم کـــــه ,
به هـــر روزی که جــای " او " نیـستـی به خودت " لعنـــت " بفـــرستـی...!

 

 

عشق دروغین
لیاقت می خواهد واژه " ما " شدن
لیاقت می خواهد "شریک " شدن
تو خوش باش به همین "با هم " بودن های امروزت
من خوشم به خلوت تنهایی ام
تو بخند به امروز…
من میخندم به فرداهایت

+ نوشته شده در جمعه 24 خرداد 1392 ساعت 11:23 توسط rose2013 | ارسال نظر(0)

وقتی هنوز قلب از طپش افتاده ام ...

 

ریتم نفس گیر این موسیقی ...


در جایی که نمی دانم کجاست !


و در روزی که یادم نیست !


برای من خاطـــــره ای نواخته است ...


یکشنبه بود ؛


یا دوشنبه ؛


یا سه شنبه ؛


یا شنبــــــه ای که پیشوندش را


در لا به لای تقویم " نا " گرفته ی


خاطراتم گم کرده ام ...


شاید روزی بود شبیه امروز


یا فـــــــــــــردا ...


دیگر چه فرقی می کند !!!


که کـــــی....؟!


و کجــــــا.....؟!


وقتی هنوز قلب از طپش افتاده ام


با ضرب آهنگش به لرزه می افتـــــــــد ....

+ نوشته شده در دوشنبه 06 خرداد 1392 ساعت 17:36 توسط rose2013 | ارسال نظر(0)

post

لعنت به حرفایی که فقط مال وقتیه که مخاطب رو بغل کردی ...!




لعنت به نگاهی که نمیدانی معنایش رفتن است یا ماندن ...!



لعنت به اون کسایی که دوستشون داشتیم اما قدر ما رو ندونستن ...!




لعــنت به ضربانِ قلـبِ من ... که فقــط بـرای تــو میزنــه ...!




لعنت به بعضی خاطره ها که مثل مینهای عمل نکرده توی روحت کاشته شده




و با یک حرف می ترکوننت ...!




لعنت به كسی كه معنی عشق و نمیفهمه ...!!!



لعنت به اونی‌ که بهترین روزاتو براش گذاشتی



و اون تو بد‌ترین روزات تنهات گذاشت!!!

 

+ نوشته شده در دوشنبه 06 خرداد 1392 ساعت 17:33 توسط rose2013 | ارسال نظر(0)

post

آنقدر آمدنت

به تاخیر افتاده است

که فقط می دانم

کسی را

روزگاری دوست داشته ام

که حالا شاید

دیگر نشِناسَمش ...

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 06 خرداد 1392 ساعت 17:19 توسط rose2013 | ارسال نظر(1)

post

 

 

کاش فقط یک نفر بود که وقتی بغض میکردم بغلم میکردو میگفت ،گریه کنی میکشتمتا ... !

+ نوشته شده در دوشنبه 06 خرداد 1392 ساعت 17:16 توسط rose2013 | ارسال نظر(5)